بازگشت به صفحه اول

 

كشتار پاسدارها ادامه دارد

توركها در زندان شووينيسم، اكراد، تروريستهايي كه آزادند

 

سخني با سپاهيان، نيروهاي اطلاعاتي و انتظامي و بسيجي تورك كه در خدمت حكومت فارسي ايران هستند

                                                                رضا تورك

Riza_turk@yahoo.com

 

وقتيكه خبر حمله ديگري از سوي اكراد تروريست بسوي فرماندهان سپاه در مورخه 8/3/86 را در وبلاگ كميته مردمي دفاع از غرب آذربايجان ديدم كه در پي آن «طالعي» فرمانده تيپ سپاه سلماس و معاون اطلاعاتي سپاه به همراه يك درجه دار، 2 بسيجي و 4 سرباز تورك «شهيد» شده اند ياد روزهاي پرشور آذربايجان در خرداد 85 و نيز اعتراضات عمومي و مدني ملت آذربايجان در اول مهر85 و 2 اسفند 85 و نيز مراسمهاي بزرگداشت سالگرد قيام ملت آذربايجان در خرداد 86 مي افتم كه در پي آن پارسال قريب بر 40 تن از بهترين فرزندان آذربايجان جان خود را در راه دفاع از زبان و هويت و حقوق ملي آذربايجان از دست دادند و بسياري نيز جراحات سختي برداشتند و يا به سياهچاله هاي رژيم فارسي نژادپرست ايران منتقل شدند و خانواده هاي بيشماري كه در شرايط خفقان رژيم ديكتاتوري فارسي ايران بي خبر از فرزندان شان، و همسران و كودكاني كه حتي اجازه نيافتند در مراسم تشيع جنازه عزيزان شان حضور يابند.

آنچه كه در آذربايجان مشخص است، وضعيت فوق العاده حساسي است كه در پي ايجاد نظم نوين درخاورميانه بوجود آمده است و سرزمين ما آذربايجان نيز از يك طرف توسط شووينيسم فارس از سوي ديگر از طرف ارامنه جنايتكار و خصوصا مدعيان كوه نشين جديد يعني اكراد تروريست تهديد ميشود.

«تشكيل دولت كردي در اراضي آذربايجان» مساله ايي است كه امروز حتي آمي ترين مردم نيز بدان توجه دارند و خطر آنرا در حد شعور خود درك مي كنند. اما نمي دانم در اين بين بسياري از سپاهيان، نيروهاي اطلاعاتي و انتظامي و بسيجي تورك كه در خدمت دستگاه فارسي ايران هستند چرا خود را به نفهمي و خواب عميق و نوكري بي چون و چراي شووينيسم فارس زده اند؟ چرا اين قشر از ملت آذربايجان بدور از شعور و تعقل تماما در خدمت رژيم فارسي و نژادپرست ايران هستند؟ چرا اينان به همان اندازه كه از مثلا آمريكا و اسرائيل اظهار نفرت ميكنند به همين اندازه نيز هم خونان و همشهريان و همزبانان خود را مورد آزار و اذيت قرار ميدهند و بعنوان نوكران و مزدوران حلقه بگوش رژيم فارسي ايران حتي از كشتار همزبانان آذربايجاني خود نيز ابايي ندارند و باتومهايي كه بر تن هم كيشان خود فرود مي آورند از عمق فاجعه آسيميلاسيون و بي هويتي اين قشر خبر ميدهد كه اينان چقدر و تا چه اندازه هويت و ناموس خود را در اختيار فارسها قرار داده اند تا بدستور فارسها هم زبانان آذربايجاني و تورك خود را سركوب نمايند، جوانان و دانشجويان، نويسندگان و انديشمندان آذربايجاني را هرروز بصورت فله ايي بدون توجيه قانوني دستگير نمايند، پرونده سازي كنند، زندانها را با فرزندان پاك و عدالت خواه آذربايجاني پر كنند و شكنجه گاه هايشان در سياهچاله هايشان هرروز پذيراي توركهاي آذربايجاني ستمديده باشد كه اينان جرمي جز مطالبه حقوق ملي و انساني خود كه بارها بطور واضح در قانون اساسي ايران و قرآن و كنوانسيونها و قوانين بين المللي حقوق بشر نيز آمده است ندارند. حال اين جوانان معصوم و ستمديده آذربايجاني در زندانها با كساني هم بند هستند كه حداقل جرم تعريف شده بر اينان «عضويت در گروههاي تروريستي پژاك و پ ك ك» است.

نمي دانم اين نيروهاي تورك كه همرزمان شان در مقابله با اكراد به «شهادت» رسيده اند تا چه حد شعور و فهم سياسي و اجتماعي دارند، اما مطمئنا همه اين نيروها ميدانند كه اكثريت قريب به اتفاق شهدا از بين مليت تورك هستند، نميدانم اين نيروهاي تورك آيا تا بحال از خود سئوال كرده اند كه چرا فارسها به اين نبردها اعزام نميشوند؟

http://www.bati-azerbaycan.blogfa.com

 

بازگشت به صفحه اول